در مقاله قبل با مفهوم کلی فقدان مبهم۱ آشنا شدیم؛ نوعی از دست دادن که بدون قطعیت و خاتمه است و ما را در برزخی از امید و ناامیدی معلق نگه میدارد. اما این تجربه پیچیده چگونه در زندگی روزمره ما ظاهر میشود؟ دکتر پائولین باس، نظریهپرداز این مفهوم، دو دسته اصلی برای فقدان مبهم تعریف میکند که درک آنها به ما کمک میکند تا سردرگمی خود را بهتر بشناسیم و نامی برای آن پیدا کنیم. این دو نوع، مانند دو روی یک سکه، هر دو به یک اندازه چالشبرانگیزند اما از دو مسیر کاملاً متفاوت به زندگی ما وارد میشوند.
نوع اول: غیبت فیزیکی، حضور روانی
این نوع از فقدان مبهم زمانی رخ میدهد که فردی که دوستش داریم از نظر فیزیکی دیگر در کنار ما نیست، اما از نظر روانی و عاطفی همچنان بخش بزرگی از زندگی و ذهن ما را اشغال کرده است. بدن او غایب است، اما حضورش در قلب و فکر ما پررنگ باقی میماند. این وضعیت، سوگواری را غیرممکن میکند، زیرا هیچ پایانی برای این غیبت وجود ندارد. ذهن ما بین «او رفته است» و «شاید برگردد» در نوسان است.
مهاجرت و دوری از عزیزان
یکی از شایعترین مثالهای این نوع فقدان در دنیای امروز، مهاجرت است. وقتی فرزند، والدین یا دوستی نزدیک به کشور دیگری مهاجرت میکند، از نظر فیزیکی دیگر در دسترس نیست. نمیتوانید او را در آغوش بگیرید یا برای یک شام آخر هفته دعوتش کنید. با این حال، به لطف تکنولوژی، او از طریق تماسهای تصویری، پیامها و شبکههای اجتماعی همچنان در زندگی شما «حاضر» است. این حضور مجازی، در حالی که تسکینبخش است، میتواند فرایند انطباق با غیبت فیزیکی را پیچیده کند. شما برای کسی دلتنگ هستید که هم هست و هم نیست.
طلاق و جداییهای حلنشده
در موارد طلاق، به خصوص زمانی که فرزندان مشترکی وجود دارند، همسر سابق از نظر فیزیکی از خانه رفته است، اما به عنوان والدین فرزند شما، همچنان بخشی از ساختار خانواده باقی میماند. این ارتباط مداوم میتواند مانع از خاتمه روانی رابطه شود. گاهی یکی از طرفین همچنان به بازگشت امیدوار است یا نمیتواند نقش جدید طرف مقابل را بپذیرد. این «غیبت فیزیکی» همراه با «حضور روانی» به عنوان یک عضو سابق خانواده، نمونهای کلاسیک از فقدان مبهم است [۱].

افراد گمشده یا ناپدیدشده
موقعیتهای تراژیک مانند سربازان مفقودالاثر در جنگ، افرادی که در بلایای طبیعی ناپدید میشوند، یا قربانیان آدمربایی، شدیدترین شکل این نوع فقدان هستند. خانوادهها هیچ مدرکی دال بر مرگ عزیزشان ندارند و بنابراین نمیتوانند فرایند سوگواری را آغاز کنند. امید به بازگشت، هرچند ضعیف، زنده باقی میماند و آنها را در یک وضعیت دائمی از انتظار و عدم قطعیت گرفتار میکند. این فقدان، زخمی است که هرگز بسته نمیشود.
نوع دوم: حضور فیزیکی، غیبت روانی
در این نوع فقدان، فرد از نظر فیزیکی در کنار شماست، اما از نظر روانی، شناختی یا عاطفی دیگر آن کسی نیست که میشناختید. بدن او حاضر است، اما شخصیت، خاطرات یا ارتباطی که با او داشتید، از دست رفته است. این وضعیت میتواند به همان اندازه نوع اول گیجکننده و دردناک باشد، زیرا شما برای کسی سوگوارید که هر روز او را میبینید.
بیماریهای زوال عقل و آسیبهای مغزی
بیماری آلزایمر یا سایر انواع زوال عقل۲، بارزترین مثال این نوع فقدان است [۲]. همسر، والد یا پدربزرگ شما از نظر فیزیکی حضور دارد، اما به تدریج خاطرات مشترک، توانایی گفتگو و شخصیت منحصربهفرد خود را از دست میدهد. شما در حال مراقبت از بدن کسی هستید که روح و روانش را از دست دادهاید. این تجربه، ترکیبی از عشق، وظیفه، خشم و اندوهی عمیق است که جامعه اغلب آن را به رسمیت نمیشناسد.
اعتیاد و بیماریهای شدید روانی
وقتی یکی از عزیزان با اعتیاد شدید به مواد مخدر یا الکل دست و پنجه نرم میکند، یا دچار یک بیماری روانی شدید مانند اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی حاد میشود، خانوادهها اغلب احساس میکنند که او را از دست دادهاند. فرد از نظر فیزیکی حاضر است، اما رفتار، اولویتها و شخصیتش چنان دگرگون شده که گویی به غریبهای تبدیل شده است. چرخههای بهبود و بازگشت بیماری، این حس فقدان را تشدید میکند و خانواده را در امیدی شکننده برای بازگشت «فرد واقعی» نگه میدارد.

فقدان رویاها و هویتهای پیشین
این نوع فقدان همیشه مربوط به یک شخص دیگر نیست؛ گاهی ما برای خودمان سوگواری میکنیم. این فقدان روانشناختی زمانی رخ میدهد که رویایی مهم از دست میرود: رویای بچهدار شدن برای زوجی که با ناباروری مواجهاند، رویای یک شغل موفق برای کسی که به دلیل بیماری مزمن توانایی کار کردن را از دست میدهد، یا رویای یک ازدواج شاد برای فردی که در یک رابطه سرد و بیروح گرفتار شده است. در این موارد، شما از نظر فیزیکی در زندگی خود حاضر هستید، اما از نظر روانی با آن «خودِ» ایدهآلی که آرزویش را داشتید، فاصله گرفتهاید. این شکاف بین واقعیت و آرزو، یک فقدان مبهم و درونی است.
جمعبندی
شناخت این دو چهره فقدان مبهم، اولین قدم برای مدیریت سردرگمی و اندوه ناشی از آن است. چه با غیبت فیزیکی عزیزی که حضور روانیاش پررنگ است دست و پنجه نرم کنید (مانند مهاجرت یا طلاق)، و چه با حضور فیزیکی کسی که از نظر روانی او را از دست دادهاید (مانند آلزایمر یا اعتیاد)، در هر دو حالت شما با یک فقدان واقعی اما بدون قطعیت مواجه هستید. به رسمیت شناختن این درد و نامگذاری آن، به شما اجازه میدهد تا به جای جستجوی یک «پایان» قطعی، به دنبال راهکارهایی برای افزایش تابآوری و زندگی با این ابهام باشید. این شناخت، قدرت حرکت به جلو را، حتی در غیاب پاسخهای روشن، به شما باز میگرداند.
دعوت به مشاوره و خودشناسی: وقتی فقدان، نامی ندارد
زندگی با اندوهی که نه دیده میشود و نه پایانی دارد، میتواند بسیار منزویکننده باشد. طبیعی است که در این شرایط احساس سردرگمی، خستگی و اضطراب کنید، اما لازم نیست این مسیر را بهتنهایی طی کنید. برای یافتن راهی برای کنار آمدن با این ابهام و بازسازی معنای زندگیتان، میتوانید با متخصصان کلینیک تسکین روان تماس بگیرید.
تماس با تسکین روان برای رزرو وقت مشاورهدرمانگران ما آمادهاند تا در فضایی امن و همدلانه، شما را در این سفر پیچیده همراهی کنند.
دعوت به تعامل: تجربه شما از این غیبت-حضور چیست؟
بسیاری از ما یکی از این دو نوع فقدان مبهم را در زندگی خود یا اطرافیانمان تجربه کردهایم. آیا شما با حس دلتنگی برای عزیزی که مهاجرت کرده دست و پنجه نرم میکنید؟ یا شاید در حال مراقبت از فردی هستید که دیگر آن کسی نیست که به یاد میآورید؟ تجربیات خود را در بخش نظرات با ما و دیگران به اشتراک بگذارید. به اشتراک گذاشتن داستانهایمان میتواند به ما یادآوری کند که در این احساسات پیچیده تنها نیستیم.
سوالات متداول
تفاوت اصلی بین دو نوع فقدان مبهم چیست؟
تفاوت اصلی در وضعیت حضور و غیبت فرد یا مفهوم از دست رفته است. در نوع اول، فرد از نظر فیزیکی غایب است اما از نظر روانی و عاطفی حضور دارد (مثل مهاجرت). در نوع دوم، فرد از نظر فیزیکی حضور دارد اما از نظر روانی یا شناختی غایب است (مثل زوال عقل یا اعتیاد شدید).
آیا طلاق همیشه نوعی فقدان مبهم محسوب میشود؟
نه همیشه، اما اغلب میتواند باشد. اگر پس از طلاق، رابطه بهطور کامل قطع نشود (مثلاً به خاطر فرزندان) یا یکی از طرفین همچنان به بازگشت امیدوار باشد، فرد غایب فیزیکی، حضور روانی پررنگی دارد و این وضعیت، نوع اول فقدان مبهم را ایجاد میکند.
چگونه از دست دادن یک رویا میتواند فقدان مبهم باشد؟
از دست دادن رویا (مانند بچهدار نشدن یا نرسیدن به یک شغل خاص) نوعی فقدان مبهم روانشناختی است. شما از نظر فیزیکی در زندگی حال خود حضور دارید، اما از نظر روانی از آن آیندهای که تصور میکردید، غایب هستید. این شکاف بین واقعیت و آرزو، یک فقدان بدون خاتمه و نامشخص است.
واژهنامه
- فقدان مبهم (Ambiguous Loss): نوعی فقدان بدون وضوح، قطعیت یا خاتمه که فرایند سوگواری را مختل میکند. این فقدان یا به دلیل غیبت فیزیکی همراه با حضور روانی است، یا حضور فیزیکی همراه با غیبت روانی.
- زوال عقل (Dementia): یک اصطلاح کلی برای توصیف کاهش پیشرونده در تواناییهای شناختی (مانند حافظه، تفکر و استدلال) که به اندازهای شدید است که در زندگی روزمره اختلال ایجاد میکند. بیماری آلزایمر شایعترین نوع آن است.
منابع
- American Psychological Association. (2023). Ambiguous Loss: Grieving Someone Who Is Still Alive. APA.org. Retrieved from https://www.apa.org/topics/grief/ambiguous-loss
- Robberto, A., & Boting, L. (2021). Ambiguous loss in dementia: A systematic literature review. Dementia, 20(8), 2969-2993. https://doi.org/10.1177/14713012211005881
- Boss, P. (2006). Loss, Trauma, and Resilience: Therapeutic Work with Ambiguous Loss. W.W. Norton & Company.
این مطلب جایگزین تشخیص یا درمان حرفهای نیست.
برای تصمیمهای پزشکی با متخصص مشورت کنید.
0 نظر
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!